لغات پر تکرار درس عمومی ادبیات

لغات پر تکرار درس عمومی ادبیات

در متن زیر با لغات پر تکرار دروس عمومی ادبیات  و معنی کاربردی کلمات بیشتر آشنا خواهیم شد

بار: اجازه ی دیدار
محجوب: پنهان از دیده ها
عارضه: بیماری
نُکت: خالصه
کراهیت: بدی و نا پسندی
آغاجی: پرده دار
خیر خیر: تند تند
علی تکین: برادر طغان خان ، سلطان مسعود از او
طلب کمک کرده بود
بستد: گرفت
دستور( تنی چند: چند تن بارها در این کتاب صفت
پیشین بعد از موصوف آمده
خیر خیر: قید است
می بخواند: کاربرد قدیم به معنی می خواند.
معنی( و روز پنج شنبه یازده صفر امیر دچار تب شد تبی سوزان و سردرد )سرسام: نوعی بیماری

پیراهن توزی: پیراهنی از پارچه بافته شده در شهر توز
مِخنقه: گردن بند
عقد: گردن بند
علّت: بیماری
معنی( نزدیک رفتم دید
دبیر کافی : نویسنده ی با کفایت
نماز پیشین : نماز ظهر
مهمّات : کارهای مهم
خیلتاشان : گروه چاکران
رُقعت : نامه
غزوه : جنگ
لغات( بستدم: گرفتم
صِلَت: هدیه و بخشش
وِزر: گناه و سنگینی
شبگیر: سحرگاه
بر نشست: سوار اسب شد
کران: کنار و ساحل
بازان: پرنده های شکاری
یوزان: یوزپلنگ شکاری
حَشَم: چاکران
ندیم: خدمتکار
مُطرب: نوازنده
چاشتگاه: بین صبح و ظهر که آفتاب کامال تابیده باشد
شراع: خیمه و سایبان
ناو: قایق

 

درس عمومی ادبیات

درس عمومی ادبیات

دستور از قضای آمده: قید است
ناوی ده: ده ناو صفت شمارشی بعد از موصوف آمده
از جهت نشست: نشست: مصدر مرخم است
از هر دستی: از هر گروهی
نیرو کرد: فشار آورد
هزاهز: آشوب
نیک کوفته شد: بسیار مجروح گردید
افگار: زخمی
دوال: پوست و چرم
دستور( نیک کوفته شد: نیک قید است
سور: شادی
کوشک: قصر
تشویش: نگرانی
اعیان: بزرگان
لشکری: آنکه عضو لشکر باشد
غزنین: شهری در افغانستان امروز
جمله: همه
صعب: دشوار
مقرون شد: پیوسته شد
مثال داد: دستور داد
دِرَم: سکه ی نقره
ممالک: سرزمین ها
مُستَحقّان: نیازمندان
توقیع: امضا
مبشران: مژده دهندگان
دستور( دیگر روز: روز دیگر)دیگر ضمیر مبهم(
شکر این را: را به معنی به
نبشته: شکل قدیمی نوشته است

کلمات بالا قسمتی از لغات پرتکرار درس عمومی ادبیات بودند در مطالب آینده بیشتر با کلمات و  زبان و ادبیات فارسی  آشنا خواهیم شد

پاسخی بگذارید